رجعت، در لغت به معنای بازگشت و در اصطلاح به زنده شدن و بازگشت افرادی است قبل از قیامت کبرا و رجوع همه انسان ها. (1) این عقیده، مختص شیعه میباشد و بقیه فرقههای اسلامی، به آن عقیده ندارند.
شیعه را عقیده بر آن است که در هنگام ظهور حجت (عج) یا بعد از آن، برخی مؤمنان که به درجات والای ایمانی رسیده اند، به دنيا باز گردانده می شوند تا شاهد و ناظر حکومت جهانی حق و عدالت باشند و در بنای رفیع این حکومت شرکت جویند. همچنین کفار و طاغیان ستمگری که در منحطّ ترین درکات کفر و ظلم قرار دارند، رجعت میکنند تا علاوه بر کیفر خاص در رستاخیز، مجازاتهایی در این جهان ببینند و افول قطعی ظلم و کفر را شاهد باشند. (2)
در رجعت اجمالی این افراد، هیچ شک و تردیدی نیست؛ اما در تفصیل رجعت و کسانی که باز می گردند، روایات به حد قطع و یقین نمی رسد و در بعض روایات از رجعت و بازگشت امامان و حکومت آن ها بر زمین سخن رانده شده است؛ ولی این روایات به حد قطع و یقین نیستند و در این که همه امامان رجعت میکنند یا بعضی از آنان، روایات اختلاف دارند. از بعضی روایات استفاده میشود که همه امامان رجعت کرده و حکومت مینمایند و بعضی روایات دیگر، از رجعت بعضی امامان سخن به میان آورده اند و بعضی روایات دیگر نیز دلالت دارند که امام حسین (ع) و پیامبر اسلام (ص) و امام علی (ع) رجعت میکنند. بدین سان آنچه که مسلم است، اصل رجعت امامان است؛ اما این که همه آنان یا بعضی آنان رجعت مینمایند، دقیقاً معلوم نیست. امام صادق(ع) فرمود: رجعت، عمومی نیست؛ بلکه جنبه خصوصی دارد، و تنها کسانی که در بالاترین مرتبه ایمان و پایینترین مراتب شرک قرار دارند، رجعت مینمایند.(3)
اما کیفیت بازگشت و همچنین حکومت آنان به صورت کامل مشخص نشده که آیا حکومت دارند و حکومت آن بزرگواران در زمان حضرت مهدی(عج) میباشد یا بعد از آن است؟ جهت آگاهی بیش تر میتوانید به: تفسیر نمونه، ج 15، ص 555؛ رجعت از نظر شیعه، نجم الدین طبسی؛ رجعت، محمد باقر بهبودی؛ مهدی موعود، باب سی و چهارم، رجعت مراجعه نمایید.
پی نوشت ها:
1. بهائ الدین خرمشاهی، دانشنامه قرآن، تهران، دوستان، 1377 ش، ج 1، ص 1097.
2. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، تهران، اسلامیه، 1374 ش، ج 15، ص 560. (ان الرجعة ليست بعامة، و هى خاصة، لا يرجع الا من محض الايمان محضا، أو محض الشرك محضا = رجعت عمومی نیست بلکه مخصوص بعض انسان ها است ، آنان که به ایمان محض یا شرک محض رسیده اند.)
3. مجلسی، بحار الانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1403 ق، ج 53، ص 39.
ادامه مطلب
